تبلیغات
تیتری ها - ساحل و صدف
 
تیتری ها
تفاوت ما تیترى بودن ماست
                                                        
درباره وبلاگ

تمام مسئولیت نوشته ها بر عهده خود نویسنده مطلب است.

كپی برداری از مطالب با ذكر منبع مجاز است
مدیر وبلاگ : محمد
نظرسنجی
لطفا برای رقابت با دیگر طرفداران تیم های باشگاهی در این نظر سنجی شرکت کنید. ..::شما طرفدار کدام یک از تیم های لیگ برتری زیر می باشید؟::..













آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوشنبه 5 مهر 1389 :: نویسنده : منتظر مهدی
مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می­افتد در آب می‌اندازد.

 - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می­خواهد بدانم چه می­کنی؟

- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.

- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی­کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:

"برای این یکی اوضاع فرق کرد."




نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها :